...
مرا پناه دهید ای زنان سادهء کامل
که از ورای پوست ، سر انگشت های نازکتان
مسیر جنبش کیف آور جنینی را
دنبال میکند
و در شکاف گریبانتان همیشه هوا
...
Its a selfish desire to share your crazy thoughts and words with others ... voila ... and by the way , This blog is anything but political, I hate politics ...
...
مرا پناه دهید ای زنان سادهء کامل
که از ورای پوست ، سر انگشت های نازکتان
مسیر جنبش کیف آور جنینی را
دنبال میکند
و در شکاف گریبانتان همیشه هوا
یه پیغام رو تلفن خونه بود وقتی برگشتم: که سلام مجید هستم تخارستان، چند روزه که نیستی زنگ زدم حالت رو بپرسم ایشالا هرجا هستی سلامت و خوش باشی ... حالا مجید کیه؟ مجید آقای دریانی سوپری سر کوچه ی منه ... یعنی فکر کنین که آدم وقتی سه هفته نیست سوپر دریانی سرکوچه ش زنگ بزنه حال و احوال کنه که نیستی ... کجائی ... خب خیلی خوبه دیگه ، خیلی باحاله ...
دم آقا مجید گرم ...
شش ساله گی
عاشق معلم زبان انگلیسی ام شده بودم
که موهای طلائی داشت و پوست بی رنگ
حتا نه سفید
بی رنگ
شفاف و نرم و بی رنگ.
می خواستم زود بزرگ شوم
تا هم سن بشویم وُ
ازدواج کنیم.
بچه هایمان را بگو
یکی مو طلائی مثل مادرش اما فرفری و زبر مثل من
یکی مو مشکی مثل من اما نرم و صاف و بلند مثل مادرش
پدرسوخته ها