29 May 2010

چه شادمانی غمگینی

تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه ها
که سر به صخره ها می فشرد
غریبی و پاکی
تورا به سینه می فشرم
چه شادمانی غمگینی
...

26 May 2010

توی هر شهر غریبی

توی هر شهر غریبی با تو می شه موندنی شد
قصه ی هزار و یکشب می شه بود و خوندنی شد

یه وقتایی مث امروز صدتا موزیک عوض می کنم و هیچکدومش نمی چسبه ... بعد یهو شهرام شب پره آقا می چسبه ... آقا می چسبه ... نه خب انصافن شما ببینین این خوشگله دیگه ...

با تو هر جهنمی می شه بهشت
با تو می شه صدهزار قصه نوشت

19 May 2010

...

...
صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور
...

17 May 2010

از این دست

بخت حافظ ار از این دست مدد خواهد کرد
زلف معشوق به دست دگران خواهد بود
...
..
.
خمار صد شبه دارم
شراب خانه کجاست؟ ...
...
..
.